تبلیغات
زرد نویس های یک من - به عشق پارسال...

زرد نویس های یک من

...Dreams are my reality

به عشق پارسال...

آجی سوده و حسنا یادتونه؟؟؟؟!!!! یا نه این روزا رو به فراموشی سپردین؟؟؟

البته کلاس ما وقتی معلمم بود ماها اینجوری بودیم...خخخخخخخخ من جمیله کلاس بودم!!!!

خدا میدونه چندبار کنعانی(معلم مرد ریاضیمون) از قرها و عشوه خرکی موقع رقص های من مورد عنایت قرار گرفت.یادش بخیر...

سوده کله آشغال کلاس و زیر اون دوتا میز آخر که ما باشیم تامین میکرد...چه روزایی بود...
حسنا یادته یه بار کمرت گرفته بود وسط کلاس رو نیمکت دراز کشیدی و منم رو کمرت راه میرفتم؟؟؟؟

اصلا انگار نه انگار....واااااااااای مزاحم بازیامون....لب پنجره کلاس میشستیم و مردم و مسخره میکردیم...سوووده هنوزم نوای حیییییییییف گفتنت تو گوشمه...هنوزم یادمه با صدای بلند و لهجه ترکی لب پنجره ممد ممد و قادری میکردی....



+ نوشته شده در  یکشنبه 12 بهمن 1393ساعت 05:21 بعد از ظهر  توسط Anonymous   نظرات()